ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
798
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
فصل نوزدهم در اينكه صنايع هنگامى نيكوتر مىشود و توسعه مىيابد كه طالبان آنها افزون گردد و علت آن اين است كه انسان اجازه نميدهد كار او مفت و مجانى انجام يابد ، زيرا كار هر كس وسيلهء بهرهبردارى اوست كه معاش خويش را از آن بدست ميآورد و در سراسر دوران زندگانى خود از هيچ چيز بجز كارش سود برنميگيرد . از اين رو كار خود را تنها در راهى صرف مىكند كه ثمرهء آن در شهرى كه ساكن آن است ارزش داشته باشد تا سود و بهرهء آن عايد وى شود . و هر گاه صنعتى خواستارانى داشته باشد و در نتيجهء روى آوردن مردم بدان رواج يابد در اين هنگام صنعت مزبور بمنزلهء كالائى خواهد بود كه بازار آن رواج داشته باشد و براى فروش جلب گردد . در چنين شرايطى مردم شهر ميكوشند كه آن صنعت را بياموزند تا بوسيلهء آن معاش خود را فراهم سازند . ولى اگر صنعتى خواستارانى نداشته باشد بازار آن رواج نخواهد يافت و كسى هم آهنگ آموختن آن نخواهد كرد و آن وقت مردم آن را فرو خواهند گذاشت و بدين سبب از دست خواهد رفت و به همين سبب از على ، رض ، روايت ميكنند كه فرموده است « قيمت هر كس چيزيست كه آن را نيكو انجام ميدهد » بدين معنى كه صناعت هر كس قيمت او را مىرساند ، يعنى ارزش هر كس كاريست كه آن را وسيلهء معاش خود ميسازد . و نيز در اينجا راز ديگرى هم نهفته است و آن اين است كه پيشرفت و بهتر شدن صنعت هنگامى ميسر مىشود كه دولت خواستار آن باشد چه دولت است كه بازار آن را رواج ميدهد و خواستاران ديگر را بدان متوجه ميسازد و تا هنگامى كه دولت طالب صنعتى نباشد و تنها ديگر مردم شهر خواستار آن باشند رواج آن هيچگونه تناسبى با زمانى كه دولت خواهان آن است نخواهد داشت ، زيرا دولت